خرید بک لینک

درباره سایت

MY LOVE U-KISS

سلام ما سه تا: woo sungmin و park hyung woo و kim ji su این فن کلابو واسه U-KISS ساختیم ماهر مطلبی از U-KISS داشته باشیم به شما هم میگیم یه داستانم از این گروه گذاشتیم که امیدواریم خوشتون بیاد لطفا ماروبلینکید و بگید با چه اسمی بلینکیمتون نظرهم زیاد بدید و هرخواسته ای از این گروه داشتید تو نظرا بگید و خواهشا به ما و این گروه توهین نکنید دوستون داریم FIGHTING OUR CHINGOOS SARANGHAE 안녕하세요 우리는 세 위치 : 우 sungmin 공원 hyung 우와 김 통화 U-비벼이 팬 Klabv에게 제출 U-비벼 숙련된 당신에게 전화하는 게 그룹은 잘하면 이미지를 이야기를 끄다 그리고 얼마나 포기하고 그룹의 이름을 말해주세요, 당신은 말해줬니 그리고 우리에게 와서이 그룹은 우리의 컬럼을 모욕하지

شخصیت های این داستان:مریم(یعنی خودم) / کوین(کسی که عاشقم میشه من که عاشقش هستم) / گروه یو کیس(ایلای،دونگ هو،سوهیون،کیسوپ،ای جی،هون) / گروه آی کیس(صبا،کیانا،نیلوفر،نگین){اینم بگم شخصیت های نیلوفر و نگین خیالی هستن کسیو نداشتم بذارم هر کی خواست عضو این گروه باشه بگه بذارمش جای این دونفر}

مریم دختر 15 ساله ای بود که تو کرج زندگی میکرد 4 تا دوست صمیمی داشت به اسم های صبا،کیانا،نیلوفر،نگین

هر 5 تای این دخترا عاشق کره بودن اللخصوص گروه یو کیس تو این گروه مریم عاشق کوین بود ، صبا عاشق ایلای ،کیانا عاشق کیسوپ، نیلوفر عاشق سو هیون و نگین عاشق دونگ هو 

اونا کره ایا رو دوست داشتن اما خیلی به اینکه بهشون برسن امید نداشتن امیدوارترینشون مریم بود

مریم واسه آیندش برنامه ها داشت آرزوش این بود که خواننده بشه شاید از این طریق بتونه حداقل کره ایارو ببینه اهل گوش دادن به آهنگای ایرانی نبود تصمیمم داشت اگه خواننده شد کره ای بخونه بزرگترین مشکلش مامانش بود که از کره خوشش نمیومد مخصوصا خواننده شدن دخترش فقط این موضوع بود که مریمو مایوس میکرد

یه روز تو مدرسه با بچه ها نشسته بودند که مریم برگشت به دوستاش گفت:بچه ها بیاین یه گروه بسازیم مخفیانه آهنگ میخونیم به هیچکسم نمیگیم ما میتونیم وقتی که حسابی معروف شد یمو موقعیت رفتن به کره واسمون پیش اومد هویتمونو فاش کنیم یعنی به همه بگیم کی هستیم چطوره؟

کیانا:مریم جون خل شدی بازم؟آخه اینم حرف تو میزنی؟چی بخونیم کره ایمون انقدر خوبه که به زبونشون آهنگ بخونیم!!تازه کی میاد آهنگای مارو گوش بده نه قیافه و هیکل داریم نه صدای درست حسابی!!!!!یه وقتایی یه چیزایی میگی آدم توکفش میمونه ها!!!

مریم:دستت درد نکنه نظر لطفته!!! اولا که ما کره ایمون خیلی هم خوبه بعدشم راه های زیادی برای یاد گرفتن زبان کره ای و آهنگ ساختن هست دوما هممون به جز خودم خوشگلین هیکلامونم همه لاغر و خوش اندام قدوغوارمونم خوبه یکم اعتماد به نفس داشته باش عزیزم!!!!ما میتونیم من مطمئنم

صبا:مریم سه پیچ شدی بیخیالم نیستیا بابا ما تواناییشو نداریم!!تازه تو میخوای جواب خونوادهامونو بدی؟؟؟

نگین:بچه ها ولی یکم بیشتر فکر کنید میبینید فکر خوبیه ها!!!!اگه معروف بشیم شانس دیدن یوکیس برامون 10برابر میشه ها تازه منم میتونم به دونگ هو برسم!!!!وااااااااااااااااااااااای چه رمانتیک و عاشقانه میشه!!!!!!و ادای عاشقارو در آورد

مریم:دقیقا منم منظورم همین بود ولی این تیکه آخر جزو منظور من نبود نگین جون دیگه لوس بازی در نیار عزیزم؟؟؟؟

صبا:جواب خونواده هامون چی میشه؟

مریم:گفتم که ما اولش به هیچکی خودمونو معرفی نمیکنیم هر وقت کامل معروف شدیم میریم کره اونجا خودمونو معرفی میکنیم بعدش اگه خونواده ها بفهمن هیچ کاری نمیتونن بکنن.......چون نه دسرسی بهمون دارن که بخوان شتکمون کنن نه میتونن با آرامش جلومونو بگیرن چون دیگه اونوقت ما انقدر طرفدار داریم که نتونیم عقب بکشیم اوکی؟؟؟؟؟

نیلوفر که در حال چرت زدن بود:آخه مشنگا میخواین موقع آهنگ خوندن ماسک بزنید که کسی نفهمه کی هستید؟ واقعا یه تختتون کمه ها!!!!

مریم:نه عاقل من ما اولین آهنگامونو صوتی میخونیم بعدا که همه مارو شناختن کلیپامونومیدیم بیرون !!!!!!!!!! من برای همه چی برنامه ریزی کردم نگران هیچی نباشین !

کیانا:میشه برنامه ریزیتونو به ماهم بگید خانوم برنامه ریز؟

مریم:ببینید....... ما باید آهنگارو همه با هم بسازیم صبا و نیلوفر که بلدن گیتار و پیانو بزنن توی موسیقیش کمک میکنن کیانا هم که کره ایش نسبت به ماها بهتره آهنگو میسازه منم رقصو طراحی میکنم کارای دیگشم برعهده ی نگین چطوره؟

نگین:ببخشید کارای دیگش چیه؟

مریم:نمیدونم.........مثلا این که متن موسیقی رو با آهنگ میکس کنی و هماهنگش کنیو این جور چیزا دیگه!!

نگین:آها..............

زنگ خورد

مریم:بچه ها فعلا بریم سر کلاس بقیشو سر کلاس میگم

زنگ عربی بود معلم عربی یکم شوت بود به خاطر همین مریم از فرست استفاده کرد بقیه توضیحاتو رو یه برگه نوشتو دست به دست بین 4تا دوستش چرخوند متن برگه این بود:

(توی گروه هر کی باید یه نقشی داشته باشه من که رپر گروهم اما به کمک یکی دیگه هم احتیاج دارم تنهایی یه کم سخته واسم تازه همه گروهای 5نفری 2تا رپر دارن!!!!!!!!!یکیم باید بشه رهبر گروه اینو زنگ تفریح قرعه کشی میکنیم بعد یه دنسر میخوایم یه خواننده اصلی با یه رقاص اصلی اینارو زنگ تفریح بین اعضای گروه تقسیم میکنیم)

زنگ خورد

صبا:مریم چقدر خطت بد شده اصلا نتونستم بخونم نگین واسم ترجمه کرد!!!!!!!!!!

مریم:شرمنده عجله ای نوشتم بیخی نظرتون چیه؟

کیانا:برای تعیین رهبر قرعه کشی میکنیم هرکی یه کاغذ برداره اسمشو بالاش بنویسه بعد اسم شخص مورد نظرم بنویه هیچکی حق نداره خودشو انتخاب کنه تقلبم موقوف

هرکی یه کاغذ برداشت و شخص مورد نظرشو توش نوشت بعد همرو دادن کیانا.....کیانا همرو باز کرد و دونه دونه خوندشون:

مریم:کیانا

صبا: کیانا

نگین:کیانا

کیانا:مریم

نیلوفر: نگین

کیانا که تعجب کرده بود گفت:چرا من؟

صبا:تو یه جورایی از هممون عاقل تری(البته توهین به بقیه نباشه)تازه کره ایتم بهتره اگه یه وقت خواستیم مصاحبه کنیم تو راحت کره ای حرف میزنی!!!!

کیانا:یه جورایی یعنی چه جورایی؟خب تو هم انگلیسیت خوبه تو مصاحبه ها بهتره آدم انگلیسی صحبت کنه !!!!!

مریم:منظورش از یه جورایی اینه که خب تو ازهممون مخصوصا من درس خون تری!!!خب بیشتر از ما سرت میشه دیگه!!!!! اصلا تو مناسب رهبری هستی عزیزم!!

کیانا پس از سرخاب سفیداب شدن:ممنون عزیزم........... نیلوفر تو چی؟ نظر تو چیه؟تو به نگین رای دادی از رهبری من ناراحت نیستی؟

نیلوفر که خواب و بیدار بود:ها؟نه عزیزم من نگینو رو هوا انتخاب کردم تو هم خوبی منم حرف مریمو تایید میکنم!!!

نگین چنان با عصبانیت زد تو پهلوی نیلوفر که خوابش پرید:منو رو هوا انتخاب میکنی دارم واست...........بعد پاشد نیلوفرو بزنه که نیلوفر جاخالی دادو در رفت نگینم میدویید دنبالش...........صباو مریم و کیانا هم میخندیدند

بعد از آروم شدن نگین صبا گفت:اسم گروهو چی بذاریم؟

نیلوفر که هنوز داشت نفس نفس میزد:هر چی رهبر بگه!!!

کیانا:من نمیدونم اصلا بهش فکر نکردم شما نظری نداری؟

مریم:اتفاقا من به این موضوعم فکر کردم اسمای زیادی هم پیدا کردم ام از دوتاشون خیلی خوشم اومد MGLAQ  و I-KISS

نگین:اونوقت اینا به چه منظوری انتخاب شدن؟

مریم:همونجور که میدونین اسم یه گروه پسر کره ای MBLAQ هستش که مخفف

Quality    Music Boys Live in Absolute هست ما میتونیم بجای Boys//Girls بذاریم میشه اسم دخترونه

آی کیسم برای این که ما عاشق یو کیس هستیم و به عشق اونا این اسمو گذاشتیم براش معنی پیدا نکدم اما صبا میتونه یه معنی انگلیسی که به ان اسم بخوره پیدا کنه؟مگه نه صبا؟

صبا:باشه ولی یکم سخته اما همه تلاشمو میکنم

مریم:مرسی عشقم............بچه ها نظرتون چیه خوبه؟

نیلوفر به نظر ما خوبه اما تاییدیه باید از بالا باشه!!!.......بعد همه نگاه کردن به کیانا

کیانا:چیه؟چرا اینجوری نگاه میکنین.......................آهان منظور از بالا من بودم........هه هه هه هه......به نظر منم اسم خوبیه باحاله خب اینم از اسم گروه ......................کی بخونیم؟

صبا:واااااااااااااااااااااااااااااااااااای چه قدر هولی ما همین الان گروه شدیم امون بده راجع به آهنگامونم یه فکری بکنیم.............

مریم:بروبچ.............من میگم میتونیم فعلا آهنگای بقیه گروهارو تمرین کنیم صدامون گرم بشه بعد آهنگ بسازیم..........

بچه ها:موافقیم

مریم:پس یه آهنگ که همه دوسش داریمو یه کمم راحته انتخاب کنیم من میگم از یوکیس باشه...........

نگین:آره..............فکر خوبیه من پایم هر کسیم جای عشقش بخونه مثلا من جای دونگ هو بخونم واااااااااااااااااااااااااااااای چه قشنگ.........

نیلوفر:بچه ها این دوباره احساساتی شد.........

کیانا:آهنگ   dream a shared چه طوره؟هم آرومه هم راحت و قشنگ...........

بچه ها:عالیه

مریم:راستی رپر کمکی چی میشه؟کی میاد کمک من؟

صبا:من میام.............آخه من رپو دوست دارم...!!!

نگین:رپو دوست داری یا یه رپرو دوست داری؟؟؟؟

بچه ها زدند زیر خنده بعد صبا گفت:هم رپو دوست دارم هم رپرارو!!!!!!!!

پس گروه تشکیل شده به این شکل بود:کیانا(رهبر)/صبا و مریم(رپر)/نگین(خواننده اصلی)/نیلوفر(رقاص اصلی)

از همون روز بچه ها شروع کردن تمرین آهنگ و جای اونکه دوسش داشتن خوندن کسایی هم که دوست نداشتن یعنی ای جی و هون رو بین خودشون تقسیم کردن

بعد از یه هفته همه آماده بودن نگینم رو آهنگ کار کرد و صدای پسرا رو از روش ورداشت وآهنگو بیکلام کرد بعد یه روز که مامان بابای نگین خونه نبودن همه رفتن خونشون آهنگو یه بار تمرینی خوندن بعدش که دوباره  خوندن ضبطش کردنو به عنوان اولین افراد به دوستاشون دادن که اتفاقا خیلی هم طرفدار اشت......................................................

بعد از خوندن چند آهنگ و پخش کردن بین دوستاشون و دوستاشونم که به بقیه میدادن اونا خیلی زود تو تهران و چندتا شهر و استان دیگه معروف شدن اما هیچکس نمیدونست خواننده ی این آهنگا کیه سایتای زیادی ازشون چیز میز گذاشتن و این باعث شد محبوبیتشون چند برابر بشه

تابستون شد بچه ها بعد از اینکه چندتا آهنگ از خواننده های دیگه خوندن تصمیم گرفتن خودشون یه آهنگ بنویسن.................. طبق برنامشون کیانا با یکم کمک گرفتن از بقیه متنو نوشت صبا و نیلوفر آهنگو ساختن مریمم رقص آهنگو آماده کرد و در آخر نگین کارای میکسشو انجام داد و با آهنگ رقصیدن و ضبط کردن و همه جا خیلی زود پخش شد که گروه I-KISS اولین کلیپشونو خوندن که میخوان خودشونوتوش نشون بدن............این یه تک آهنگ به نام   OH MY LOVE بوده و همه کارهای آهنگ توسط خود گروه انجام شده

بچه ها که فهمیدن دیگه همه قراره بشناسنشون با خونواده هاشون صحبت کردن راجع به رفتن کره بدون اینکه راجع به آهنگاشون صحبت کنن و بعد از یه ماه خونواده ها به زور راضی شدن و بچه ها با هزار زحمت هزینه سفرو جور کردند و عازم کره شدند................................اونجا که رسیدن پس از پیدا کردن یه خونه کوچیک برای تک آهنگشون عکس گرفتن و خیلی زود آهنگشونو آماده پخش کردند و خبر معرفی این گروه مثل صاعقه تو کل دنیا پیچید............................ بچه ها بیوگرافیشونو تو یه سایتی که ساختن گذاشتن و وقتی همه فهمیدن اومدن کره از در و دیوار خبرنگار ریخت تو خونشون برای مصاحبه

.

بعد از یه مدت از یه کمپانی ازشون تقاضا شد که توی اون کمپانی فعالیت کنن بچه ها هم که دیدن بدون کمپانی کارشون خوب پیش نمیره قبول کردن بعد از اون تو کره چندتا کنسرت رفتن و خودشونو کامل معرفی کردن

درخانه:

نگین:وای خیلی خستم این مدتی که کره بودیم حتی یه بارم نرفتیم کره رو بگردیم...............

نیلوفر:من که انقدر خوابم میاد که نگو نپرس.......................

مریم:توکه نصف عمرت خوابی

نیلوفر:خب چیکار کنم من ذاتا خوابالوام..........

مریم:بللللللللللللللللللللله..............این که معلومه

کیانا:خب خوانندگی همینه دیگه...میخواستین خواننده نشین...

صبا:ولی دقت کردین تو این مدت هیچ خواننده ای رو ندیدیما.........اینا اصولا تو کنسرتا خواننده ها دسته جمعی میرن اما ما چنتا کنسرت رفتیم فقط دوسه تا از این خواننده درِپیتا دیدیم جریان چیه؟

مریم:راست میگیا!!!!!!؟؟؟؟ولی بچه ها یه لحظه فکر کنید ما الان میتونیم عشقامون  ببینیم

نیلوفر:از کجا انقدر مطمئنی؟؟اونا همش میرن کشورای مختلف امکان دیدنشون نزدیک صفره!!!!!!!

همه دخترا باهمگفتن:اِاِههههههههههههههههههههه!!!!!!!!!!!!

نیلوفر:چیه مگه دروغ میگم؟؟؟

نگین:اما من آمارشونو گرفتم الان تو کره ان باید زودتر پیداشون کنیم...........

کیانا:اینو وللش.................ما الان نزدیک دوماهه اومدیم اینجا حتی یه زنگم به خونواده هامون نزدیم.......اونا هم که شماره هامونو ندارن بهمون زنگ بزنن..........

مریم:آره ها......................اما یه چیزی ............اگه تا الان موضوع خوانندگیمونو فهمیده باشن چی؟؟؟؟؟؟؟منکه مامانم سرمو بیخ تا بیخ میبره

صبا:واااااااااااااااااای آره ما رو چند بار تو ماهواره نشون دادن حتما دیدنمون

مریم:خداروشکر ما ماهواره نداریم.........اما حتما مامانای شما بهش میگن ...........آخه مامانامون با هم دوستن من مامانم گفت اگه بهش زنگ نزنم از مامانای شما شماره شما رو میگیره اگه زنگ بزنه خونه یکیتون کارمون ساختس

نگین:من میگم زنگ بزنیم اما هیچی راجع به این موضوع نگیم مطمئنا اگه فهمیده باشن خودشون میگن اگه نفهمیده بودن خودمونو میزنیم به کوچه علی چپ هر وقت فهمیدن بهشون توضیح میدیم............؟؟؟؟؟؟؟؟

کیانا:فکر خوبیه پاشیم زنگ بزنیم

همشون پاشدن با موبایلاشون زنگ زدن به خونواده هاشون

بعد از 10 دقیقه:

مریم:مامان من نمیدونست خداروشکر

صبا و نیلوفرم گفتند مامانای ماهم نمیدونستند

کیانا:مامانای منم همینطور

صبا:نگین کو؟

مریم:اون یه ساعت دیگه میاد!!!!!

صبا:مگه کجاست؟

نیلوفر خندیدو گفت:مگه نمیدونی اون در حالت عادی تلفنش یه ساعت طول میکشه چه برسه الان که از همه دوره

همه خندیدند

نگین بعد از یه ربع از اتاقش اومد بیرون درحالی که گریه میکرد

.

.

خیلی چرت تموم شد نه؟

اینجا تموم نمیشد اما دیگه صفحه جا نداشت وگرنه بیشتراز این نوشتم بیخی میذارمش تو قسمت بعدی اما اینجوری ۳-۴ قسمت میشه که دیگه نمیشه کاریش کرد

برچسب: U,KISS ,داستانU,KISS & I,KISS, نویسنده: woo sung min تاريخ: 28 / 4 / 1391 ساعت: 1 AM

صفحه بندی