اینم قسمت 8:تقدیم به کیانا و صبا:
تو خونه دخترا:
کیانا:مریم کجا بودی؟مردم از نگرانی؟
صبا:انقدر نگران بود که شب زودتر از همه خوابید...............
کیانا:چه ربطی داره؟خب خسته بودم!!!!!.......
مریم:دیشب.............دیشب.........یه اتفاقی افتاد................
کیانا:اتفاق؟چه اتفاقی؟
صبا:کوین کار خودشو کرد..................من از اولشم میدونستم این پسره یه کاسه ای زیر نیم کاسه شه
نگین:حالا چندتا بچه میخواست؟؟؟؟؟؟
مریم:اِاِاِاِههههههههههه................خفه شید..................هیچ اتفاقی نیافتاد............................یعنی اون اتفاقی که شما فک میکنید نیافتاد!!!!!!!!!!!!
نیلوفر:یعنی چی؟.............................آها............................یعنی اون اتفاق با کوین نیافتاد با یکی دیگه افتاد..............................کلک مخ کدومشونو زدی؟
نگین:حالا اون یکی چنتا بچه میخواست؟(وای این نگین اگه واقعی بود میزدم شتکش میکردم)
مریم:اَاَاَاَاَهههههههههههههههه........................چقدر زر میزنید بذارید منم زر بزنم دیگه........اَه...........(بچه ها من تو واقعیت این قدر بی ادب نیستما.............اینا نمک داستانه..............اصولا دوستا اینجوری باهم حرف میزنند)
نیلوفر:خب بگو دیگه جونت درآد
مریم:بابا دیشب که من حالم بد شد اومدم بیرون کوین اومد پیشم........................و همه ماجرا رو واسشون تعریف کرد......................................آخرای حرف مریم..........بعد کوین منو بغل کرد و گفت ناراحت نباش.........بعد اومدم اینجا که شما اینجوری سوال جوابم کنید!!!!!!!!!
نگین:وای دونگ هو چقدر بامزه س
مریم:خره دونگ هو داشت منو به کشتن میداد اونوقت تو میگی با مزه س!!!!!!!(واقعا این نگین یه تخته که چه عرض کنم یه جعبش کمه!!!!!!!!)
کیانا:یعنی کوین بهت گفت دوستت داره؟؟؟؟؟؟خوش به حالت
نگین:تو چی میگی؟تو که کیسوپ بهت گفته دوستت داره!!!!دیگه غمت چیه؟
3تا دختر دیگه:چییییییییییییییییییییییییییییییی؟
مریم:کیسوپ اینو بهت گفت و تو هیچی به ما نگفتی؟؟؟؟خیلی نامردی!!!!!!!
کیانا:خب اون شب که اون قالتاقا(درست نوشتم؟؟؟؟)اومده بودن و پسرا رفتن دعوا بعد از دعوا تو ماشین نشست و بهم گفت داشتیم بحثای عاشقانه میکردیم که یه نخود پرید وسط آشمون(شما دوتا آشپزین ما خبر نداریم؟؟؟؟؟)
نگین:خب دوست داشتم بدونم چی میگین؟؟؟
کیانا:ولی کیسوپ به صراحت کوین نگفت فقط گفت از من خوشش اومده
نگین:دروغ میگه...........کیسوپ بغلش کرد و گفت تا حالا هیچ دختری رو بغل نکرده و کیانا اولین دختریه که بغل کرده بعدشم یه عالم گریه کرده بود..........
کیانا:نگین تو باید به جای خوانندگی میرفتی تو شبکه بی بی سی خبر نگار میشدی؟؟؟!!!!!!!!!!!!(واقعا!!!!!!کیانا جون اینو خوب اومدی)
مریم:بیا تو به این میگی غیر صراحت؟؟؟؟..............تو اولین دختری هستی که اون بغل کرده در حالی مکه کوین تاحالا صدتا دخترو بغل کرده نامرد چی میشد کوینم مثل کیسوپ انقدر خجالتی و سر به زیر بود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
نگین:خوش به حالتون..............کیانا خوشبخت شد..............مریم به عشقش رسید...................صبا هم به عشقش رسید.............فقط موندیم من و نیلوفر.........آههههه............بسوزه پدر عاشقی
صبا:من کجا رسیدم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
نگین:یادت نیست اون شب که قاط زده بودی ایلای برگشت گفت دوشتت داره و هیچوقت هوو سرت نمیاره؟؟؟؟؟؟؟؟؟
صبا:اونو که الکی گفت...........ایلای دختر بازه.........امکان داره اینو به خیلیا گفته باشه
مریم:نه.............اون شب اون جمله رو واقعی گفت یه صداقتی تو چشاش برق میزد(مریم جان تو باید یه دکتر بری فک کنم نور تو چشاش افتاده بود تو فک کردی صداقته اومده یه سر بزنه بره)
صبا:واقعا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟واینجا بود که صبا دوباره وا رفت
نگین:بیا حالا فقط موندیم منو و نیلوفر؟
مریم:نیلوفرم بدنه که سوهیون دوسش داره!!!!!!!
نیلوفر خوابالوی بابا یهو پرید گفت:چچچچچچیییییی؟
مریم:همین که گفتم.........سوهیون دوستت داره!!!!!!
نیلو:تو..............تو.......توازکجامیدونی؟
مریم:امروز وقتی گفتم که من تو رو چه جوری از خواب بیدار میکنم ناراحت شد و گفت نیلوی من گناه داره!!!!!!!!!!
نیلو:راست میگی؟؟؟؟؟؟؟؟؟آآآآآآآآآآآآآآآخخخخخخخخخخخخخ جون من به عشقم رسیدم
مریم:فقط یکم بیشتر پیشش باش
نگین:بیا همه سفید بخت شدین الا من سیاه بخت؟(تو یکی حقته؟).................مریم جون توکه ماله صبا و نیلوفرو درست کردی بیا یه فکری هم به حال ماکن؟؟؟!!!!
مریم:برو تو صف.........حالا ببینم چی میشه!!!!!( همچین خوشم میاد این نگینو ضایع کنم)
نگین:مریم جونننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننم...............خواهش میکنم
مریم:خب حالا مشکلت چی هست؟
نگین:ببین مریم جون..............دونگ هو آدم سرسختیه...............به این راحتیا هم به هرکسی نمیگه دوستت دارم(به هرکیم بگه به تو نمیگه)................میخوام بفهمم منو دوست داره یا نه..........همین کافیه........خودم بقیه شو درست میکنم
مریم:آخه چی کار کنم..........برم بگم دونگ هو تو نگینو دوست داری؟اونوقت یه شتک مفصل بشم و اونم بهم بگه برو به نگین بگو دیگه دور و ور من نپلکه چون ازش بدم میاد...........؟؟؟؟؟؟؟؟؟
نگین:نننننننننههههههههههههههههه.................اگه اینو بگه من میمیرم.......برو یکم از من تعریف کن و بعدش آروم آروم بهش بگو که دونگ هو شی تو هیچ حسی به نگین نداری؟اون تو رو خیلی دوست داره و از این چیزا دیگه
مریم:میخوای خودت بهش بگی؟ باشه بابا بهش میگم
نگین پرید مریمو بغل کرد و گفت:وااااااااااااای ممنون عاشقتم
مریم:خواهش میکنم...............من دوست پسر دارم
نگین ولش کرد و گفت:مگه میخوام باهات دوست شم که اینجوری میگی؟
مریم:کلی گفتم که یه وقت فکر بد به سرت نزنه و منو با دونگ هو اشتباه بگیری
تو خونه پسرا:
کوین:بچه ها من یه کاری کردم
ایلای:چی کار؟
کوین:راستش....................راستش.............به مریم گفتم .......................گفتم که دوسش دارم
پسرا:چیییییییی؟
سو هیون:چیییییییییییی مممممممممییییییییییگگگگگگگگگگگگگییییییییییی؟
ایلای:شوخی میکنی؟
دونگ هو:واقعا گفتی؟
ای جی:چی شد که اینو بهش گفتی؟
هون:جچرا گفتی؟
کوین:کیسوپ تو نظری نداری؟
کیسوپ:نه...................آخه...........................آخه..............................آخه........................آخه منم.........................(ای جونت در بیاد بگو دیگه).....................آخه منم بهش..................................بهش گفتم که دوسش دارم
دوباره پسرا؟چچچچچچچچیییییییییییییییی؟
و سوال بعدی:به ککیییییییییییییییییییییییییییییی؟
کیسوپ:به.......................به......................به.........................به(بازم زبونش گرفت)...............به کیانا
ای جی:کیانا؟
کوین:خوش بختم.................یه دوست همفکر دارم و همراه دارم...........حالا چه جوری گفتی؟
کیسوپ:اول تو بگو
کوین:خب دیشبو که خودت دیدی/صبح که داشتم میرسوندمش بهش گفتم البته فهمیدم اونم منو دوست داره چون همزمان گفتیم تازه این جمله به این قشنگی نزدیک بود به قیمت جونمون تموم شه
ای جی:خب اول جریان دیشبو بگو چون ما نبودیم.......بعدشم بگو چرا داشتین میمردین؟
کوین:دیشب تو رستوران وقتی حال مریم بد شد من باهاش رفتم دم در که یکم هوا بخوره بعد بردمش یه جای قشنگ که از هوای آزاد و طبیعت لذت ببره............اونجا بهش گفتم که ازش خوشم میاد اونم گفت که از من خوشش میاد بعد گریه اش گرفت و سرشو گذاشت رو شونه من که گریه کنه اما خوابش برد منم برای همین آوردمش خونه..............تو ماشینم وقتی بهم دیگه گفتیم دوستت داریم همدیگرو نگاه میکردیم نه جاده ی جلومونو اگه مریم زود تر ماشینی که از رو به رو میومد و نمیدید الان دوتامون مرده بودیم(یه خدایی نکرده ای چیزی نگی یه وقت)..........................خب کیسوپ نوبت توئه
و بعدش کیسوپ همرو واسش تعریف کرد(دیگه حال ندارم از اول بنویسم)
هون:که اینطور...............خب عشقاتونو بهتون تبریک میگم..........مخصوصا کیسوپ که عشق اولشه!!!!(چه رمانتیک!!!تاحالا به این رمانتیکی دروغ نگفته بودم)
کوین:منم عشق اولمه............تا حالا به این اندازه عاشق کسی نبودم(تو که راست میگی جون عمم)
ای جی:سر دختر قبلیه هم همینو گفتی؟یادت نیست؟(ای کوین نامرد)
کوین:اِاِاِاِ.........راستی بچه ها من راجع به این که قبلا دوست دختر داشتم به مریم چیزی نگفتم شماها هم خواهشا نگین!!!!!!
هون:مطمئن باش مریم میدونه.............بعدشم میخوای با دل یه خواننده مظلوم بازی کنی!!!!(وای چه دل رحم)....تازه مگه نمیگی خودش گفته عشقشو به بازی نگیر....پس بدون حتما میدونه که دوست دختر داشتی اما چون دوستت داشته نخواسته ازت دل بکنه پس تو هم عشقشو به بازی و مسخره نگیر..............(پسرم انقدر مهربون؟؟؟تاحالا ندیده بودم)
کوین:راستش من تصمیم گرفتم دست از این کارای قبیهم بردارم(خوبه خودتم میدونی این کارا قبیهه)میخوام آدم بشم چون فک میکنم این دفعه واقعا عاشق شدم
سوهیون:ببینیمو تعریف کنیم!!!!
ایشالله که مقدار این قسمت کافی بوده پس نظر زیاد بدین
میدوستمتون
بای تا قسمت 9 یا پست بعدی
برچسب: U,KISS ,داستانU,KISS & I,KISS,
نویسنده: woo sung min
تاريخ: 30 / 4 / 1391 ساعت: 4 AM