اینم ۲۹:
رفتن و رفتن تا رسیدن به کیش
توی هتل:
همه نشسته بودند توی سالن هتل تا خستگیشون در بره
سوهیون:دارم میمیرم از خستگی
ایلای:منم همینطور
صبا:یکی بره اتاق بگیره
کیسوپ:من میرم اما چندتا بگیرم؟؟؟؟
کیانا:میخوای نفری یه اتاق بگیر.....................................................خب مثه همیشه دیگه.............................چهارتا..................................دوتا دخترا دوتا پسرا
کیسوپ:واقعا؟؟؟؟؟؟؟؟نمیشه یه جوری دیگه باشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
کیانا:پررو بازی در نیار دیگه..............................همین که گفتم
کیسوپ رفت چهارتا اتاق گرفت و بچه هارو صدا کرد و رفتند تو اتاقاشون
مثل همیشه مریم و کیانا و صبا توی یه اتاق
نیلو و نگین و دیانا توی یه اتاق
کوین و ایلای و کیسوپ توی یه اتاق
سو هیون و دونگ هو و ای جی و هونم توی یه اتاق
خلاصه شبو مثل همیشه اس ام اس بازی کردند و حدودای ساعت یک خوابیدند
فردا صبح زود ای جی اومد در اتاق کیانا اینا و تند تند در زد
مریم اینا با ترس و لرز از خواب پاشدند و رفتند درو وا کردند
مریم متکاش دستش بود
صبا هم پتوشو بغل کرده بود
مریم:چی شده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
کیانا:اتفاقی افتاده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
صبا:چرا اینجوری در میزنی؟؟
ای جی خندید و گفت:هیچی می خواستم بیدارتون کنم بگم پاشید بریم بیرون بگردیم
مریم با متکاش زد تو سر ای جی و گفت:جون به لبمون کردی...........................قلبم اومد تو دهنم..........................گفتم چی شده حالا
ای جی:این تلافی اون روزی که آب ریختی رو هممون
صبا:میخواستی سر این تلافی کنی.......................مارو چرا ترسوندی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ای جی:هییییییییییییییییییی...........................حالا پاشید حاضر شید بریم
کیانا:کجا میخوایم بریم حالا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ای جی:بریم خرید
کیانا:بابا ما از هر دهاتی رد شدیم خرید کردیم......................بیخی بابا.....................چجوری میخوایم همه اینایی که خریدیمو ببریم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ای جی: تو کاری نداشته باش.............میبریم........................زود حاضر شید بیاینا
دخترا داشتند حاضر میشدند که یکی اومد در زد..............البته اهنگ داشت میزد(مگه عروسی بابامه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟)
صبا فک کرد ای جیه متکاشو ور داشت تا درو وا کرد زد تو سرش که دید داره میگه:چی کار میکنی صبا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
صبا متکاشو آورد پایین دید ایلایه(ههههههههههههه)
گفت:وای ببخشید.....................فک کردم ای جیه
ایلای:ای جیم میخواستی اینجوری بزنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
صبا:تازه بدتر از این
ایلای:خب..........................حاضری؟؟؟؟؟؟؟؟؟
صبا:آره داریم حاضر میشیم
ایلای:میریم پایین منتظرتون میمونیم
صبا:باشه
بعد درو بست و رفت تو و لباسشو پوشید و به قول خودش یکم آرایش ملایم کردند و رفتند پایین
پسرا بادیدن دخترا پاشدند و با هم رفتند از هتل بیرون
جلوی هتل مثل همیشه سه تا ماشین گرفتند و رفتند مرکز خرید(اینم بگم که عمو محمد بعد از رسوندنشون به کیش به سمت کرج برگشت)(من هیچ جارو تو کیش بلد نیستم......هرجا سوتی دادم بگین......خب تاحالا یه بار بیشتر نرفتم که اونم حتی یه ثانیشم یادم نیست)
خلاصه رفتند مرکز خرید
داشتند مغازه های مختلف رو میگشتند و خرید میکردند که رسیدند به یه لوازم خانگی
فروشندش یه دختر جوون بود با یه مرده
کیانا و مریم که عشق ظرف و ظروف بودند(نیست تو خونه همش ظرف میشورن!!!!!!!!!!!!!!!!)گفتند:ما میخوایم بریم ظرفای اینجارو ببینیم
ای جی چشمش خورد به دختره که بهش میخورد از این آدمای شر و شور باشه
با خودش گفت:من باید یکم این دختره رو سر کار بذارم تا بخندیم
بعد رو به بچه ها کرد و گفت:آره بریم تو یه دو سه تا ظرفم بخریم....................
کوین:تو راه میشکنه فیثاغورث
ای جی:من مراقبشونم
خلاصه هر طوری بود رفتند تو مغازه
توی مغازه دخترا داشتند ظرفا رو نگاه میکردند و پسرا هم داشتند با اون مرده حرف میزدند تا تخفیف بگیرند(بذارید اول خرید کنیم بعد چونه بزنید)
اما ای جی تو فکر یه راهی بود تا دختره رو سر کار بذاره
تو فکر بود که پاش خورد به یه ظرفه و افتاد شکست
دختره عصبانی شد و داد زد:هوی کچل خان................................حواست کجاست؟؟؟؟؟؟؟.....................زدی ظرفو شکوندی!!!!!.............میدونی قیمت اون چقدر بود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
صبا:کچل خان؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟هههههههههههههههههههههههههههه(هههههههههه)
مرده:درسا جان عیب نداره...................بابا اینا خارجین.......................دعوا راه ننداز!!!!!!!!!!
درسا:خارجین که خارجین...............................به من چه.......................این کچله باید حواسشو جمع میکرد
ای جی:کچل با منی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
درسا:پـــ نه پـــ............با اونم
بعد کیسوپو که موهاش اندازه موهای من بود نشون داد
کیانا:شما به چه حقی با ایشونی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
مریم:کیاناجونم منظوری نداشت
کوین:حالا سر یه ظرف دعوا راه بندازین.......................خانوم پول اون ظرف چقدر بود..................من میدم
درسا:چرا شما بدین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟خودش بده
ای جی:خب چقدر بود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
درسا:100هزار تومن
ای جی:100هزار تومن چه قدر میشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
درسا:من چه بدونم!!!!!!!!!!!
مریم:خانوم 100هزار تومن؟؟؟؟؟؟مگه چی بود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
درسا:با اجازتون کریستال بود!!!!!!!!!!!!!!!(درسا یه چهار پنج تا از این کریستالا واسه تولدم به جای کادو بیار.............)
مریم:کریستال؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ای جی بگم خدا چی کارت نکنه که همش مایه عذابی!!!!!!!!!!!!!
بعد پولو داد(مریم پولدار شدیا!!!!!!!!!!!!!)و از درسا و اون مرده عذر خواهی کردند
داشتند میرفتند که درسا اومد دنبالشون و از پشت صدا کرد:آی کیس
برگشتند و دیدند درساست
درسا رسید بهشون و گفت:شما دخترا گروه آی کیس هستید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
نیلو:بله!!!!!...............شما مارو از کجا میشناسید؟؟؟؟؟؟؟؟؟
درسا:همین الان توی آریرانگ یکی از آهنگاتونو پخش کردند
دونگ هو:ما رو نمیشناسی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
درسا:حتما خدمتکارا و محافظای این دخترایین دیگه!!!!!!!!!!!!!!!!!
سوهیون:دستتون درد نکنه.............................به ما میخوره محافظ و خدمتکار باشیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟(هاهاهاها)
درسا:به شما نه ولی به این کچل میخوره!!!!!!!(هههههههههههههههههه)
ای جی:بچه ها من یه چیزی به این دختره میگما!!!!!!!!!!!
صبا:خودتو کنترل کن...................(وگرنه عین ایلای بهت دزدگیر میچسبونه ها)
نگین:اینا هم خواننده ان.................اسم گروهشون یوکیسه
درسا:اسم گروهشونو از شما تقلید کردن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
مریم:ههههههههههه......................نه اینا قبل از ما گروه بودن............................واقعا نمیشناسیشون؟؟؟؟؟؟؟؟
درسا:من خیلی کره رو دوست دارم.....................واسه همین شبکه های کره ای رو زیاد نگاه میکنم.....................اما اینارو تا حالا ندیدم
کوین:خب میخواید خودمونو معرفی کنیم؟؟؟؟؟
درسا:میتونم حدس بزنم چه نسبتی با این دخترا دارید..........................از رابطتون معلومه(آخه دخترای لوس من دست دوست پسراشونو گرفته بودند)
کیانا:خب بگو ببینم تا چه حد معلومه...........(تا حد خیلی زیاددددددددددددددددد)
درسا:خب اول شما اسماتونو بگید تا من بگم چه نسبتی با این خانوما دارید...............
پسرا و دخترا اسماشونو گفتند و درسا شروع کرد گفتن:
خب آقای کیسوپ که دوست پسر کیانا جونه
آقای ایلای دوست پسر صبا جونه
آقای دونگ هو دوست پسر نگین جونه
آقای سوهیون دوست پسر نیلو جونه.....
دیانا جونم نمیدونم چه نسبتی داره.................فک کنم خواهر یکیتون باشه
دیانا:من خواهر کوینم
اما مریم خواست درسا رو اذیت کنه واسه همین دست هون که بغل دستش وایساده بودو گرفت
درسا مونده بود چی بگه
بعد از دو سه دقیقه گفت:مریم تو پسر بازی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟چرا دوتا دوست پسر داری؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
همه زدند زیر خنده و مریم گفت:حالا حدس بزن کدوم اینا دوست پسرمه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
درسا داشت فک میکرد که ای جی اومد لپ مریمو بوس کرد(بچه پررو!!!!!!!!!)
همه شوکه شدند
ای جی:حالا فک میکنی دوست پسرش کدومه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
کوین با عصبانیت ای جی رو نگاه کرد بعد ای جی یه چشمک زد و به کره ای گفت:میخوام سر کارش بذارم
کوینم دیگه هیچی نگفت و همه منتظر جواب درسا شدند
درسا کلا قاطی کرده بود و نمیدونست چی بگه
بعد از حدود 5 دقیقه گفت:فکر کنم دوست پسر مریم آقای کوینه..............چون وقتی اومدید توی مغازه هم مریم دست ایشونو گرفته بود...............................بعد با شک پرسید:درست گفتم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
مریم:بابا ایول..................زدی تو خال.......................خودشه
درسا:وای چه همتون بهمدیگه میاین!!!!!!!!!!!!!!!!!!
دخترا قرمز شدند و گفتند:وای مرسی
ای جی:توی همه ی اینا فقط من ناکام موندم................هیچ دوست دختری ندارم...............
درسا:معلومه که هیچ دختری نمیاد با تو دوست شه.....................آخه کی از یه کچل خوشش میاد؟؟؟؟؟؟(خود تو!!!!!!!!!!!!!!)
ای جی:انقدر زشتم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
درسا:من گفتم زشتی؟؟؟؟؟؟؟؟تو خیلیم خوشگلی اما کچلی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!کچلیم ربطی به زشتی و خوشگلی نداره
ای جی یهو یه طوری شد.................اصلا انگار هنگید...................عاشق شد فجیع...........................اگه جلوشو نمیگرفتی میپرید بغل درسا...............خوبه حواسش بود که اینجا ایرانه وگرنه آبرومون رفته بود............................
ای جی:راست میگی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
درسا:دروغ دارم به تو بگم!!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟تو خوشگلی اما خب کچلی........................کچلم حال نمیده!!!!!!!!!(جووووووووووووونم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟)
ای جی:بخاطر تو هم که شده میرم موهامو بلند میکنم
بچه ها همه با تعجب تمام به این دونفر خیره شده بودند و به حرفاشون گوش میدادند
بعد از چند دقیقه دونگ هو گفت:خب ای جی جان...................شماهم از حالت ناکامی در اومدیو کامیار شدی!!!!!!!!!!!!!!
مریم:درسا جون...................تو کیشو خوب بلدی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
درسا:آره تا حدود زیادی بلدم...............
مریم:ما میخواستیم امروز بعد از ظهر بریم بگردیم اما جایی رو بلد نیستیم......................میشه امروز بیای با هم بریم جاهای قشنگ کیشو نشونمون بدی؟؟؟؟؟؟؟؟
درسا:با کمال میل
بعد شماره هاشونو رد و بدل کردند و قرار شد ساعت 5 بعد از ظهر بچه ها بیان جلو مرکز خرید دنبال درسا
ای جی انقدر به خودش رسید که انگار عروسیش بود...................خیلی خوشتیپ کرده بود.....................پسرا هم که کلا خوشتیپ هستند..................................دخترا هم چون ایران بود مجبور بودند با مانتو برن بیرون(تیپ از این ضایع تر هست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟)اما مانتو هاشون انصافا خوشگل بود.........................امروز از مرکز خرید خریده بودند
ای جی از ساعت 4 هی میرفت دم اتاقا در میزد که حاضر شید.................حاضر شید
انقدر اعصاب بچه هارو خورد کرده بود که نگو(دلم میخواست شتکش کنم.................رو اعصابم داشت دوچرخه سواری میکرد)
خلاصه یه ربع به پنج بود که بچه ها اومدند و رفتند به یکی از مسیولان هتل گفتند که چهارتا ماشین بگیره که تا شب دربست در اختیارشون باشه
رفتند جلوی مرکز خرید و درسا رو ورداشتند و رفتند لب ساحل(چه جای باحالی هم درسا پیشنهاد داد............................من عاشق ساحل و دریام)
خلاصه که همشون جفت جفت نشسته بودند و با هم میحرفیدند
میدونید دیگه
مریم و کوین........................کیانا و کیسوپ......................صبا و ایلای......................نگین و دونگ هو...............نیلو و سوهیون.......................هون دیگه ای جی رو نداشت پس با دیانا نشستند یه گوشه........................و اصلی ترینشون..............................درسا و ای جی(کی گفته اینا اصلی ترینن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟)
خب ما دونه دونه بحث هر جمعو پی میگیریم
اول از خودم که خیلی وقته نقشم تو داستان کمرنگ شده:
مریم داشت به ای جی و درسا نگاه میکرد که چه زود با هم دوست شدن
مریم:چه خوب........................ای جیم سرو سامون گرفت...............
کوین:به نظرت درسا چه جور دختریه؟؟؟؟؟؟؟
مریم:بهش نمیخوره دختر بدی باشه........................مثه خودمه فک کنم....................
کوین:پس فک کنم من باید برم باهاش دوست شم
مریم یه دونه زد تو پهلوی کوین(آروم زدما)و گفت:یعنی میخوای به همین راحتی منو ول کنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟...................یعنی اون از من سر تره؟؟؟؟؟(درسا تو از من سرتری نه؟؟؟؟؟؟؟؟)
کوین:هههههههههه.........................بابا شوخی کردم..........................من یه تار موی تورو به صدتا دختر نمیدم......................(وووووووووووووووووییییییییییییییییییییییی)
مریم سرشو گذاشت رو شونه کوینو دوباره به درسا اینا نگاه کرد
و گفت:به نظرم ای جی با درسا خوش بخت میشه!!!!!!!
کوین:چرا؟؟؟؟؟؟؟
درسا:آخه درسا خیلی باحاله
کوین:منم فک کنم خوش بخت بشیم!!!!!!!!!!
مریم:من دارم از اونا میگم................چه ربطی به ما داره؟؟؟؟؟؟
کوین:آخه تو هم خیلی باحالی.............................مگه نگفتی درسا شبیه توئه........................
مریم:پس برو حال کن که خوشبخت میشی..........................بعد به دریا نگاه کرد و گفت:دریا چقدر قشنگه...................من عاشق دریام
کوین:منم دوسش دارم........................رمانتیکه
مریم:نیست تو هم خیلی رمانتیکی....................
خب حالا کیانا و کیسوپ:
کیسوپ:کیانا.............................به نظرت همه ی بچه ها اون فیلمرو پاک کردند؟؟؟؟
کیانا:کدوم فیلمه؟؟؟؟؟؟؟؟؟
کیسوپ:همون که ای جی ازمون گرفت......................وقتی خونه سحر اینا بودیم
کیانا:فک نکنم
کیسوپ:چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
کیانا:یکی هست که پاک نکرده!!!!!!!!!!!!!!!
کیسوپ با تعجب پرسید:کییییییییییییییی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
کیانا:من..................
کیسوپ:تو؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟نوهم مگه فیلمو داری؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
کیانا:ههه................آره از صبا گرفتمش...................قبل از اینکه پاکش کنه
کیسوپ:آخه واسه چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
کیانا:میخواستم یه خاطره از قبل از ازدواجمون داشته باشیم(چه خاطره ی شیرینی هم دارین!!!!!!!!!!!!!)
کیسوپ:خب بیار ببینیمش...........................
کیانا گوشیشو از تو کیفش در آورد و فیلمو گذاشت و دیدنشو هی میخندیدند(به ما هم نشون بدید دیگه!!!!!!!!!!)
خب دیگه ماله بقیه رو توی قسمت بعدی میذارم
اینجا جا نمیشه!!!!!!!!!!!
بایییییییییییی
الان میذارمش
برچسب: U,KISS ,داستانU,KISS & I,KISS,
نویسنده: woo sung min
تاريخ: 19 / 5 / 1391 ساعت: 4 AM