خرید بک لینک

درباره سایت

MY LOVE U-KISS

سلام ما سه تا: woo sungmin و park hyung woo و kim ji su این فن کلابو واسه U-KISS ساختیم ماهر مطلبی از U-KISS داشته باشیم به شما هم میگیم یه داستانم از این گروه گذاشتیم که امیدواریم خوشتون بیاد لطفا ماروبلینکید و بگید با چه اسمی بلینکیمتون نظرهم زیاد بدید و هرخواسته ای از این گروه داشتید تو نظرا بگید و خواهشا به ما و این گروه توهین نکنید دوستون داریم FIGHTING OUR CHINGOOS SARANGHAE 안녕하세요 우리는 세 위치 : 우 sungmin 공원 hyung 우와 김 통화 U-비벼이 팬 Klabv에게 제출 U-비벼 숙련된 당신에게 전화하는 게 그룹은 잘하면 이미지를 이야기를 끄다 그리고 얼마나 포기하고 그룹의 이름을 말해주세요, 당신은 말해줬니 그리고 우리에게 와서이 그룹은 우리의 컬럼을 모욕하지

اینم از این

کمه اما شرمنده وقت نشد بنویسم:

کوین:نگران نباشین...........................پاشین بریم پیش رییس

مریم:شما کجا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

کوین:خب با هم بریم دیگه

کیانا:واسه چی با هم بریم؟؟؟؟؟؟؟؟؟

هون:خب ماهم میخوایم با عضو جدید گروهتون آشنا بشیم

خلاصه همه با هم رفتن دفتر رییس

رییس:سلام به همه.................چه خوب که یوکیسم هستند...........................میخواستم به همتون بگم که از همتون سه ماه کسر حقوق کردم...............................تا شما باشین بی اجازه نرید خوش گذرونی

سوهیون:رییس........................خواهش میکنیم اینکارو نکنید.........................یه موقعیتی پیش اومد که ما رفتیم...........................اگر نمیرفتیم دیگه گروه آی کیس نداشتیم

رییس:یعنی چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟

کیانا:یه سری مسائل خونوادگی پیش اومد....................................بگذریم.................................عیب نداره.....................................این عضو جدید ما کو؟؟؟؟؟؟

سوهیون:چی چیو عیب نداره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ما سه ماه از گشنگی و بی پولی بمیریم

کیانا:من خودم خرجیتو میدم......................نترس نمیمیری..........................رییس عضو جدید ما کجاست؟؟؟؟؟؟؟؟

رییس به در پشت یر بچه ها اشاره کرد و گفت:.....................................................................طهورا شی.......................................................بفرمایین تو...............................................

همه چشما به در بود که یه دختر هم سن و سال دخترا از در اومد تو

یه تیشرت و شلوار لی پوشیده بود با کفش اسپورت(تیپ زدی مثلا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟)(چشه خیلی هم خوبه!!!!!!!!!!)(خوبه خودتم همیشه همین تیپی هستیا!!!!!!!!!!)

طهورا:سلام به همه...........................من طهورا هستم...........................از آشنایی با گروه شما خوشبختم

کیانا:پس عضو جدید گروه ما شمایید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

طهورا:بله...................

کیانا پاشد رو به روش وایساد و لبخند زد و گفت:سلام....................از آشنایی باهاتون خوشبختم.................من کیانا رهبر گروه هستم

مریمم پاشد و اومد جلو و با لبخند گفت:منم مریم رپر و طراح رقص گروه هستم

صبا:منم صبا رپر و آهنگساز گروه هستم

نیلو:منم رقاص اصلی گروه نیلو فر هستم که بهم میگن نیلو

نگین:منم نگین خواننده ی اصلی هستم

طهورا:ا آشنایی باهاتون خوشبختم

و با همه دست داد

بعد پسرا پاشدند و اومدن جلو و باهاش دست دادند(طهورا ذوق مرگ نشدی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟7تا پسر خوشگل و خوشتیپ و ماه باهات دست دادند.......................من بودم مرده بودم)

بعد رییس گفت:بهتره خونتونو عوض کنید و یه خونه 6 خوابه بگیرید که طهورا خانومم اتاق داشته باشن................

کیانا:7 خوابه باید بگیریم

رییس:چرا 7 خوابه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

کیانا درسا رو نشون داد و گفت:ایشون درسا طراح لباس گروه هستند که ما از ایان آوردیمشون........................ما دیدیم طراح لباس نداریم..........................گفتیم همه گروها دارن بهتره ما هم داشته باشیم.........................ایشون طرح های قشنگی بلدن....................میخواستیم که ایشون طراح لباسمون باشن

رییس:باشه..............................پس یه 7 خوابه بگیرید

بعد پول لازم برای خرید یه خونه رو داد به کیانا و همه رفتند

جلوی در کمپانی:

ایلای:میخواید الان با هم بریم بگردیم دنبال خونه.................تا فردا پس فردا اسباب کشی کنید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

صبا:فکر خوبیه

کیانا:خب ایلی که نمیتونیم بریم........................دونفر برن دنبال خونه...................................بقیه هم بریم وسایلمونو جمع کنیم

هون:من و ای جی میریم دنبال خونه.........................شما برید وسایلتونو بردارید...........................نترسید............................یه خونه توپ واستون میگیریم

کیانا:باشه.........................مرسی...............................................................بعد پولو داد به هون و بقیه هم رفتند خونه تا وسایلشونو جمع کنن

طهورا رفت خونه ای که اجاره کرده بود

دخترا هم رفتند خونه خودشون

قرار بودهمه سر ساعت 8 شب جلوی در خونه دخترا باشن

طهورا هم که کلا دو سه تا چمدون وسیله بیشتر نداشت ورداشتشونو با آژانس اومد دم خونه دخترا

هون و ای جی یه خونه پیدا کردند نزدیک خونه خودشون....................کلا 5 تا خونه فاصلشون بود...............................اما به دخترا نگفتن

خلاصه همه ی بند و بساطشونو ورداشتند و رفتند خونه جدید

شب بود کوچه ها رو خوب نمیدیدند.....................واسه همین نفهمیدند دقیقا خونشون کجاست

رفتند تو  خونه بند و بساطشونو چیدند و ساعت 2-3 شب بود که پسرا گفتند ما دیگه میریم خونمون.........................شب بخیر

دخترا:شب بخیر

و پسرا رفتند

دخترا یکم با هم حرف زدند و با طهورا و درسا خوب آشنا شدند و یکمم اتاقاشونو مرتب کردند و گرفتند خوابیدند

فردا صبح زود درخونشون به صدا در اومد

تق تق تق

درسا از خواب پاشد و رفت درو باز کرد

- سلام

درسا یهو چشاش چهارتا شد و گفت:شما؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟اینجا چی کار میکنید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ای جی:اومدیم کله پزی........................خب اومدیم خونتون دیگه

درسا:آخه این وقت صبح؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

دونگ هو:شما تازه اومدین........................هنوز به این اخلاقیات ما عادت نکردین.........................اما عادت میکنید..................ما همیشه این موقع این جاییم

درسا:خب.......................چی کار دارین؟؟؟؟؟؟؟؟؟

سوهیون:نیایم تو؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

درسا:آخ ببخشید حواسم نبود...................بفرمایید

پسرا اومدند تو و یه گوشه نشستند(آخه هنوز خونرو کامل نچیده بودند)

کیانا خوابالو خوابالو از اتاق اومد بیرون و گفت:کی بود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟کی درو وا کرد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

درسا:من باز کردم.........................پسرائن..................

کیانا یکم چشاشو مالوند و گفت:بازم شماها................................بابا این وقت صبحم ولمون نمیکنید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

پسرا:نهههههههههههههههه

بعد کیانا رفت دسشویی

بعد مریم اومد:بچه ها.................................کی بود در زد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

تیپ مریمو که میدونین چی بود؟؟؟؟لباسای شنبه یکشنبه.....................موهای ژولیده........................چشای پف کرده

ای جی:بازم که شما جنتلمن شدی!!!!!!!!!!!!!!!!!!صبح عالی متعالی خوشتیپ خانوم..............

مریم به زور چشاشو باز کرد و دور و ورشونگاه کرد

دید پسرا اومدن

سلام کرد و چشم بسته رفت تو دسشویی که جلوی در دسشویی خورد به کیانا

همه زدند زیر خنده

کیانا رفت تو آشپزخونه پیش درسا که تو آشپز خونه بود کمک کردند و سفره ی صبحونه رو چیدند

کم کم بقیه هم اومدن................................فقط خوابالوی گروه مونده بود...............................نیلو..........................

همه نشسته بودند و منتظر نیلو بودند

مریم:من یه دقه برم اتاق نیلو کارش دارم

سوهیون:نه خواهشا.......................این دفه دیگه نمیخوام سرما بخورم.........................خودم میرم بیدارش میکنم..........................باید یادش بدم چجوری از خواب بیدار شه

همه با هم:سوهیون فایتینگ

بعد خندیدنو سوهیون رفت

اول در زد

مریم از اون ور بلند گفت:نمیخواد با ادب وارد شی.........................اون الان با این صدا بیدار میشه

سوهیون محکمتر در زد اما چون جوابی نشنید سرشو انداخت پایینو رفت تو

یه دوری تو اتاق زد و رفت نشست کنار تخت پیش نیلو

یکم نگاش کردو دوسه بار صداش کرد

اما دید نیلو خوابه خوابه.........................جواب نمیده

نشست رو زمین و تکیه شو داد به تخت و شروع کرد به حرف زدن با نیلوی خوابیده:

نمیدونم چی شد که از تو خوشم اومد.................اما هر وقت نگات میکنم یه حس خاصی بهم دست میده............................خیلی هم اتفاقی عاشقت شدم اما نمیتونم اتفاقی ازت بگذرم...........................ببین با دل من چی کار کردی.......................نیلوفر...............................................خیلی دوستت دارم

وسطای حرفش نیلو بیدار شده بود اما وقتی دید سوهیون داره حرف میزنه هیچی نگفت و به حرفاش گوش داد

بعد از تموم شدن حرف سوهیون نیلو از پشت سوهیونو بغل کرد و گفت:منم دوستت دارم

سوهیون برگشت نگاش کرد و گفت:بیدار شدی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟با حرفای من بیدار شدی؟؟؟؟؟؟

نیلو:خب آره.....................

سوهیون از خوشحالی پرید هوا و گفت:یعنی این راهی بود که میشد تو رو بیدار کرد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

بعد با خوشحالی از اتاق پرید بیرون

داشت تو خونه داد میزد که:یافتم........................راه بیدار کردنشو یافتم

که یهو پاش گیر کرد به یه جعبه و با مخ از رو پله ها افتاد زمین

شانس آورد افتاد روی مبلی که زیر پله ها بود وگرنه الان سوهیونی نبود تا رهبری یوکیسو بر عهده بگیره

همه قش قش خندیدند بعد نیلو اومد بدو بدو بیبینه چی شده که اونم پاش گیر کرد و افتاد رو سوهیون(فک کنم سوهیون جان داد)

بعد دوتاشون بدون این که خطایی ازشون سر بزنه جلو همه پاشدند

سوهیون کمرشو گرفته بود چون خیلی درد میکرد(من بودم اصلا تکون نمیتونستم بخورم)

اومد نشست پیش بقیه و نیلو هم رفت دسشویی و بعد از 5 دقیقه اومد

کیانا سر آشپز رفت واسه همه یه لیوان قهوه درست کرد و هر کی یه چیزی واسه صبحونه ور داشت و یه گوشه نشستند و خوردند

بعد یکم دکوراسیون خونه رو چیدند و و یکم خستگی در کردند و رفتند کمپانی

اونجا درسا چندتا طرح کشید و به رییس نشون داد و رییسم قبول کرد و قرار شد خیاط واسشون لباسارو بدوزه

کیانا متن اهنگ جدیدو گرفت و رفتند که تمرین کنن

توی خونه هر کی رفت توی اتاقشو شروع کرد خوندن اما هنوز دو دقیقه نگذشته بود که همه از اتاقاشون اومدن بیرون

مریم:یه چیزی کمه

کیانا:این آهنگ یه مشکلی داره

نیلو:من تیکه هام یکم مشکل داره

نگین:واسه منم همینطور

صبا:ماله من خیلی زیاد شده ها.....................

طهورا:ببخشید من اینجا بوفم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

همه برگشتن نگاش کردن و گفت:یادتون رفته..........................من عضو جدیدم

کیانا:میگم چرا اینجوریه...............

بعد قسمتای طهورا رو بهش دادن و برگشتن تو اتاق(اینم بگم طهورا رپر بود)

خلاصه همه رفتن تمرین درسا هم نشست تو سالن و تلویزیون نگاه کرد

یه دو ساعتی گذشت که کچل خان پرید تو خونه

البته داشت مثل همیشه در میزد که بعد از باز کردن در توسط درسا پرید تو

درسا:بازم تویی؟؟؟؟؟؟؟واقعا که صبح شب نصفه شب سرت نمیشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ای جی:نچ

درسا:میدونستم.........................حالا چی کار داری؟

ای جی:تنهایی؟

درسا:به تو چه!!!!!!!!!!!!!

ای جی اومد جلو.................................درسا ترسید که ای جی خطایی ازش سر بزنه یهو گفت:بچه ها تو اتاقن

ای جی خندیدو اومد عقب و گفت:بی صدا حاضر شو بریم بیرون

درسا:کجا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ای جی:بچه ها دارن تمرین میکنن به تو هم کاری ندارن..........................منم بیکارم پاشو بریم ول بگردیم

درسا هی میگفت نمیام و اینا تا ای جی به زور بردتش

میدونم الان اعصابتون خورده که کم بود

اما خداییش وقت نشد

اما شما نظر زیاد بدید

بووووووووووووووووس تا بعد

برچسب: U,KISS ,داستانU,KISS & I,KISS, نویسنده: woo sung min تاريخ: 23 / 5 / 1391 ساعت: 3 AM

صفحه بندی