خرید بک لینک

درباره سایت

MY LOVE U-KISS

سلام ما سه تا: woo sungmin و park hyung woo و kim ji su این فن کلابو واسه U-KISS ساختیم ماهر مطلبی از U-KISS داشته باشیم به شما هم میگیم یه داستانم از این گروه گذاشتیم که امیدواریم خوشتون بیاد لطفا ماروبلینکید و بگید با چه اسمی بلینکیمتون نظرهم زیاد بدید و هرخواسته ای از این گروه داشتید تو نظرا بگید و خواهشا به ما و این گروه توهین نکنید دوستون داریم FIGHTING OUR CHINGOOS SARANGHAE 안녕하세요 우리는 세 위치 : 우 sungmin 공원 hyung 우와 김 통화 U-비벼이 팬 Klabv에게 제출 U-비벼 숙련된 당신에게 전화하는 게 그룹은 잘하면 이미지를 이야기를 끄다 그리고 얼마나 포기하고 그룹의 이름을 말해주세요, 당신은 말해줬니 그리고 우리에게 와서이 그룹은 우리의 컬럼을 모욕하지

درسا هی میگفت نمیام و اینا تا ای جی به زور بردتش

اول رفتن رستوران و یکم غذا خوردند بعد رفتن پارک و یکم قدم زدن و تو پارک بازی کردند(اینم بگم این پارکه همونی بود که مریم و کوین رفته بودند.........................پارکش خلوت بود و اون موقع شب کسی نیود)

بعد از یه ساعت نشستن یه گوشه ی پارک روی نیمکت:

درسا:وای خیلی خوش گذشت...............مرسی

ای جی:حالا مونده......................

درسا با تعجب نگاهش کرد و گفت:چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ای جی یکم اومد نزدیک درسا و گفت:درسا...........................................من واقعا به تو علاقه مند شدم..............................نمیخواستم علاقه مند بشم اما شدم...............................تو به من علاقه نداری؟؟؟؟؟؟؟؟؟

درسا سرشو انداخت پایینو گفت:خب................................من از اول زندگیم از کچلا بدم میومد....................تو هم که دسته کمی از کچلا نداری!!!!!!!...............................اما وقتی تو ایران اونجوری کردی نمیخواستم علاقه مند بشم.......................چون فک میکردم ابروم رفته..................................و رفته بود........................اما حالا که اینجام فک میکنم که...................................بهت علاقه مند شدم.................................با وجود کچلیت

ای جی:بابا من کچل نیستم................................موهام کوتاهه...............................واسه این کوتاهش کردم که با بقیه تفاوت داشته باشم

درسا:هههه................بیخی.....................الان که دیگه با همین کچل بودنت منو جذب خودت کردی

ای جی خندید و یکم ساکت نشستند

بعد درسا اروم و یواشکی اومد و لپ ای جی رو بوسید

ای جی یکم تو شوک بود(حالا انگار چه کار شق القمری کرده که تو شوک مونده بود)

همینجوری درسا رو داشت نگاه میکرد...................درسا خجالت کشید و سرشو انداخت پایین

ای جی اومد جلو و سر درسا رو اورد بالا و اروم و نم نم رفت جلو و درسا رو بوسید

درسا دستشو محکم مشت کرد(از استرس)و تکون نخورد(عینه مجسمه)

بعد از 5 دقیقه(ماشالله)ای جی اومد عقب و به چشای درسا نگاه کرد و اروم گفت:سارانهه

درسا:نادو سارانهه

بعد پاشدن و دست همدیگرو محکم گرفتند و قدم زنان رفتند(درسا جون برو صفا کن.......................بقیه شو داشته باش)

رفتند و رفتند تا رسیدن به یه هتل(هییییییییییییییییی)

جلوی هتل ای جی استاپ کرد

درسا یه قدم جلوتر از ای جی بود..................برگشت گفت:چرا وایسادی؟؟؟؟

بعد یه نگاه به هتل کرد و بعد با چهارتا چشم نگاه کرد به ای جی(منظور از روی تعجبه)

درسا:ا........ای................................ای جی....................................تو.....................................تو که.........................نمیخوای بری این تو؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ای جی با کمال خونسردی:چرا...................میخوایم بریم این تو!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

درسا:م...................................من..................................من نمیام................................(درسا برو دیگه.................از صبا یاد بگیر)

ای جی:چرا؟؟؟؟؟.............................مگه ما الان با هم دوست نیستیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟

درسا:تو کره رسمه که دختر و پسر بعد از دوستیشون بیان اینجا؟؟؟؟؟؟؟؟

ای جی:تا حدودی اره

درسا:در هر صورت.....................................من نمیام

ای جی دست درسا رو گرفت و گفت:بیا بریم

بعد کشوندش تو هتل

ای جی:سلام خانوم....................خسته نباشید.........................یه اتاق میخواستم

درسا:لطفا دو تخته باشه

ای جی:درسا تو باز حرف زدی؟

درسا:فقط به همین شرط میام

ای جی:اه..................باشه.....................خانوم یه اتاق دو تخته بدین لطفا

بعد رفتن تو اتاق

اولش نشستند و تلویزیون نگاه کردند

بعد درسا رو تختش نشسته بود و داشت با گوشیش ور میرفت

ای جی اومد نشست بغلش و گفت:چی کار میکنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

درسا:میخوام به مریم اس بدم بگم امشب نمیام خونه

ای جی گوشیشو از دستش گرفت و سایلنتش کرد و گفت:اگه بگی نمیای خونه...........کنجکاو میشن که چرا نمیای................میخوای بگی با من اومدی هتل؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

درسا:خب ما که روی یه تخت نیستیم از هم دوریم(بین دوتا تخت یه متر فاصله بود)

ای جی:اونا که باور نمیکنن

درسا:یعنی بهشون نگم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ای جی:بهتره نگی!!!!!!!!!!!!!!

درسا:باشه کچل من...................

ای جی:تو همچنان میخوای به من بگی کچل؟؟؟؟؟؟؟؟

درسا:اوهوم

ای جی اومد و درسا رو قلقلک داد و همش میگفت:حرفتو پس بگیر............................من کچلم؟؟؟؟؟

همینجوری داشت قلقلکش میداد که درسا نتونست خودشو همونجوری نشسته نگه داره افتاد رو تخت.....................ای جی هم افتاد روش(وای خاک وچوکم)

یهو هردوشون ساکت شدند

بعد ای جی اومد جلو و درسا رو بوسید

یه یه ربعی بوسیدندش طول کشید(رکوردو شکست.................تبریک میگم درسا.......................................درسا و ای جی به جمع منحرفای ما ایلای و صبا پیوستید...............تبریک میگم)

بعد سرشو عقب کشید

درسا همچنان چشاش بسته بود(فک کنم خوابش برد)

ای جی دستشو گرفت به یقه ی لباس درسا که درسا گفت:نه..............................امشب نه........................................هنوز زوده................................من هنوز تورو کامل نشناختم........................................بذار هر وقت وقتش بود خودم بهت میگم

ای جی اروم از روی درسا بلند شد(درسا نترکیدی؟)و گفت:باشه...............................هر جور  راحتی

بعد پیشونیشو بوسید و گفت:شب بخیر(درسا امروز ترکوندیا..........................سه بار بوسیدت..................ما که از این شانسا نداریم................ههههههههههههههههههه)

درسا:شب بخیر

صبح درسا با صدای ویبره ی گوشیش از خواب پاشد

گوشیشو برداشت و گفت:بله؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ای جی هم پاشد

درسا:الو؟

مریم اونور خط بود:درسا تو کدوم گوری هستی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟میدونی از دیشب تا حالا چقدر دنبالت گشتیم؟؟...................داشتیم میرفتیم قبرستونا دنبال قبرت بگردیم دیگه

درسا:مریم تویی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟.............................ببخشید اومدم.............

ای جی حرفشو قطع کرد و با ایما اشاره گفت:نگو کجاییم...............................نگو...............

درسا:خب.........................ما اومدیم.................یعنی من اومدم بیرون کار داشتم

مریم:چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟تو از دیشب تا حالا کجا کار داری؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ با کی هستی الان؟؟؟؟؟؟

همون لحظه گوشی ای جی زنگ خورد:

ای جی:بله؟

کوین:چه عجب جواب دادی!!!!!!!!!کجایی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ای جی:خونه یکی از دوستام.............................چطور؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

کوین:درسا هم پیشته؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ای جی:در..............درسا؟؟؟؟؟ن.................نه................واسه چی باید پیش من باشه؟؟؟؟؟

کوین:درسا گم شده!!!!!!!!!!البته الان مریم داره باهاش حرف میزنه.........من بعدا بهت زنگ میزنم..........................زود بیا خونه

ای جی:باشه..............

خب حالا مریم و درسا

مریم:درسا کجایی؟؟؟؟؟؟

درسا:بابا میام خونه توضیح میدم

مریم:همین الان بگو

درسا:اهههههه....................بابا اومده بودم بیرون خرید................بعد راهو گم کردم.......................مجبور شدم شب بیام هتل تا صبح پاشم بیام خونه

ای جی یه نفس بلند کشید

مریم:خرید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟اخه نصفه شبی وقته خرید رفتنه..........................پاشو همین الان بیا خونه

درسا:باشه

وقطع کرد

ای جی:نفهمید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

درسا:به نظرت به حرفای من میخورد که فهمیده باشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ای جی:کوینم نفهمید

درسا:خودم فهمیدم

ای جی:تو هم هی منو کنف کن................................پاشو بریم

بعد پاشدن و رفتن خونه

توی خونه

پسرا خونه دخترا بودن(اینا هم تلپنا!!!!!!!!!!!!...............راستی اینم بگم دخترا فهمیدن که همسایه ی پسرا ان)

نگین:کجا بودی درسا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

درسا:گفتم که...........رفته بودم خرید....................گم شدم

کیانا:چرا گوشیتو جواب نمیدادی؟؟؟؟؟؟؟؟؟

درسا:سایلنت بود

صبا:نمیتونستی خودت یه زنگ بزنی؟؟؟؟؟؟

درسا:خب یادم رفت!!!!!!!!!

مریم:ااصلا به فکر ما بودی؟؟؟؟

درسا: په نه په نبودم............

نیلو:اگه به فکر ما بودی یه زنگ میزدی!!!!!!!

درسا:یادم رفت............تازه خسته بودم زود خوابم برد

طهورا:خرید رفته بودی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

درسا:برای بار هزارم میگم بله خرید بودم

طهورا:پس خریدات کو؟؟؟؟؟؟؟(افرین طهورا.............خوب سوتی گرفتیا)

درسا:اوا......................حتما تو هتل جا گذاشتم

ای جی:بابا چرا انقدر بیچاره رو سوال پیچ میکنید....................رفته بود بیرون الانم اینجاست..................دیگه این همه سوال چیه اخه؟؟؟؟؟؟؟

دونگ هو:حالا نوبت توئه....

کوین:کجا بودی؟؟؟؟

ای جی:ااا....................

ایلای:چرا بی خبر رفتی؟؟؟؟؟

ای جی:ا.......

سوهیون:خونه ی کدوم دوستت بودی؟؟؟؟؟

ای جی:او...............

دونگ هو:چرا شب برنگشتی؟؟؟؟

ای جی:خب..................

کیسوپ:چرا گوشیتو جواب نمیدادی؟؟؟؟؟

ای جی:اا.................

هون:چرا یه زنگ نزدی؟؟؟؟؟؟

ای جی:اااااا..............

کوین:زود جواب بده

ای جی:اهههههههههههههههههههه..........................بابا صد رحمت به دخترا..............گذاشتن درسا جواب بده...........شما نمیذارین ادم حرف بزنه.....

دونگ هو:خب بگو

ای جی:من دیشب خونه دوستم بودم.......................بی خبر رفتم چون شما همه خواب بودید.......................خونه ی تاندر  بودم(مثلا دوستشه.................هههههههههههه)..........................اصرار کرد شب موندم................گوشیم سایلنت بود........................فک نمیکردم نگران بشین واسه همین زنگ نزدم..........................سوال دیگه ای هم مونده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

همون لحظه فورا به تاندر اس داد و گفت که:هر کی ازت پرسید من دیشب پیشت بودم یا نه بگو اره...................بعدا واست توضیح میدم

بعد سوهیون گفت:من به تو شک دارم.....................بذار یه زنگ به تاندر بزنم

بعد گوشیشو ورداشت و زنگ زد به تاندر.....................درسا و ای جی نفسشونو تو سینه حبس کرده بودند.............میترسیدند که تاندر سوتی بده

سوهیون:الو سلام

ساندارا:سلام شما؟؟؟؟

سوهیون:سانداراشی شمایین؟؟؟من سوهیونم از یوکیس

ای جی و درسا داشتند نفسای اخرشونو میکشیدند ترسیددند ساندارا سوتی بده(اخه کدوم ادم گوشی داداششو جواب میده که این دومیش باشه؟؟؟)

ساندارا:سوهیون شی.............سلام خوبین؟؟؟؟؟

سوهیون:ممنون.......................ببخشید تاندر نیست؟؟؟؟؟؟

ساندارا:داداش الان کار داره رفته بیرون...............گوشیشو یادش رفت ببره.......................کارش دارین؟؟؟؟؟؟

سوهیون:نه....................میخواستم بدونم دیشب ای جی اومده بود پیشش یا نه؟؟؟؟؟؟؟؟

ساندارا:ای جی شی؟؟؟؟؟؟؟؟..................................من نمیدونم.......................داداش گفت که دیشب یکی از دوستاش پیشش بوده نمیدونم کی بوده.................حتما ای جی بوده

سوهیون: آ...............بله............ممنونم...............................فعلا کاری باری؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ساندارا:نه........................ممنون.......................سلام برسونید.................خدافظ

بعد قطع کرد

سوهیون:دیشب پیشش بوده..................ساندارا گفت دیشب یکی از دوستای تاندر پیشش بوده

ای جی و درسا یه نفس راحت کشیدن

بعد واسه ای جی یه اس اومد:

تاندر نبود اما من هواتو داشتم................بعد یه شکلک چشمک گذاشته بود و نوشته بود ساندارا

ای جی هم جواب داد:

کوماو بعد شکلک چشمک گذاشت

بعد رو به بچه ها گفت:دیدین که...........................ساندارا گفت که من دیشب اونجا بودم.....................واقعا که خیلی شکاکین

 

خب دیگه نظرررررررررررر

زیادددددددددددددددددددددددددددد

بوسسسسسسسسسسسسس

بایییییییییییییییییییییییییی

برچسب: U,KISS ,داستانU,KISS & I,KISS, نویسنده: woo sung min تاريخ: 31 / 5 / 1391 ساعت: 8 PM

صفحه بندی