خرید بک لینک

درباره سایت

MY LOVE U-KISS

سلام ما سه تا: woo sungmin و park hyung woo و kim ji su این فن کلابو واسه U-KISS ساختیم ماهر مطلبی از U-KISS داشته باشیم به شما هم میگیم یه داستانم از این گروه گذاشتیم که امیدواریم خوشتون بیاد لطفا ماروبلینکید و بگید با چه اسمی بلینکیمتون نظرهم زیاد بدید و هرخواسته ای از این گروه داشتید تو نظرا بگید و خواهشا به ما و این گروه توهین نکنید دوستون داریم FIGHTING OUR CHINGOOS SARANGHAE 안녕하세요 우리는 세 위치 : 우 sungmin 공원 hyung 우와 김 통화 U-비벼이 팬 Klabv에게 제출 U-비벼 숙련된 당신에게 전화하는 게 그룹은 잘하면 이미지를 이야기를 끄다 그리고 얼마나 포기하고 그룹의 이름을 말해주세요, 당신은 말해줬니 그리고 우리에게 와서이 그룹은 우리의 컬럼을 모욕하지

بعد یه لحظه چشش خورد به جلوی ماشین..........................کوین با خشم بسیار داشت نگاشون میکرد........................مریم یه سکته ناقص زد و از ماشین پیاده شد و رفت پیش کوین وایساد و گفت:کوین به خدا اونی که فکر میکنی نیست!!!!!!!!!!!

کوین با عصبانیت رفت رنو از تو ماشین کشید بیرون و گرفتش به باد کتک...................از اونور مریم هی جیغ و داد میکرد که تورو خدا دعوا نکنید و این چیزا........................دخترا با صدای شنیدن صدای مریم اومدن تو کوچه و دیدند کوین و رن دارن دعوا میکنند.....................زنگ زدند به پسرا و پسرا هم خودشونو از اونجایی که بودن رسوندن خونه(خونه نبودن)اومدن این دوتا رو از هم جدا کردن.....................دونگ هو رنو سوار ماشین کرد و خودش نشست جای راننده تا رنو برسونه خونه......................بقیه هم رفتن سمت کوین

کوین عصبانی بود...................رفت دست مریمو گرفت و کشید و بردش سمت یه کوچه ی دیگه و گفت:دنبالم نیاین

مریمو برد توی کوچه که خیلی خلوت و تاریک بود چسبوندش به دیوار و گفت:تو تو ماشین اون چی کار میکردی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

مریم:بخدا هیچکار...................داشتم از فیلمبرداری برمیگشتم........منو دید گفت بیا برسونمت

کوین:تو هر ماشینی بگه بیا برسونمت باید سوار شی؟؟؟؟؟؟

مریم همش گریه میکرد و گفت:خب اون که هر کسی نبود...........همکارم بود......................توی فیلمی که من هستم اونم هست

کوین داد زد:توغلط میکنی سوار ماشین همکارات میشی..........................تو غلط میکنی تو فیلمی که اون هست بازی میکنی!!!!!!!!!(چه بی ادب...............واه واه)

مریم بلند بلند گریه میکرد

کوین با صدای بلند:بس کن

مریم فقط گریه میکرد

کوین بلند گفت:مریم بس کن.........................گریه نکن

اما گوش مریم بدهکار نبود.......................همش گریه میکرد

کوین اومد مریمو بغل کرد و گفت:گریه نکن

مریم گریه کنان:کوین.....................ببخشید غلط کردم............................تورو خدا ببخشید

کوین:عیب نداره دیگه................................تموم شد

مریم:بخدا من نمیخواستم رن اون کارو بکنه..................به  زور اومد جلو

کوین:دیدم............................دیدم که زدیش..........................

مریم:دیگه هیچ فیلمی بازی نمیکنم

کوین:نه باید بازی کنی.........................این فیلمم باید تمومش کنی....................سه قسمت فیلمو پخش کردند...............نمیشه وسطش بری که

مریم:نمیخواااااااااااام...........................من نمیخوام تو فیلم با رن باشم...................نمیخوااااااااااااام

کوین مریمو ول کرد و گفت:با رن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟...............تو تو فیلم با اونی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

مریم سرشو انداخت پایین و گفت:تقصیر خودمه.....................باید فیلمنامه رو میخوندم.............................ببخشید

بعد دوباره شروع کرد گریه کردن

کوین:گریه نکن..........................خودم درستش میکنم......................

بعد اشکای مریمو پاک کرد و دوباره بغلش کرد..........................یکم بعد مریم آروم شد و از بغل کوین اومد بیرون و گفت:ممنون که پیشمی...........................من وقتی با تو ام خیلی خوشحالم.........................وقتی بغلم میکنی ارامش میگیرم.......................بابت اون اتفاقم معذرت میخوام..................نمیذارم دیگه همچین اتفاقی بیوفته

کوین:منم وقتی با تو ام خیلی خوشحالم.................اتفاق امروزم فقط یکم غیرتیم کرد که حالشو اوردم سرجاش راحت شدم.......................دیگه نمیذارم کسی نزدیکت بشه

مریم یه لبخند ژکوند تحویل کوین داد و دوباره بغلش کرد و گفت:کوین..............................من یه تار موی تو رو به دنیا نمیدم.................................مطمئن باش...................................خیلی دوستت دارم(منو این حرفا؟؟؟......................محاله)

کوین:منم خیلی دوستت دارم عزیزم(این جمله هارو از داستان صبا کش رفتما..............................هییییییییییییی)

بعد دست همو گرفتند و رفتند خونه دخترا...................پسرا هم اونجا بودن.....................با اومدن کوین و مریم...........همه دورشون جمع شدند......................دخترا مریمو بغل کردند و مثلا دلداریش میدادند

همش میگفتند:مریم جون گریه نکن عیب نداره

مریم:بابا چی میگید؟؟؟؟>.......................من که گریه نمیکنم....................

بعد همه خندیدن و رفتن نشستن و مریم همه ی جریانو واسشون توضیح داد.............

سوهیون:که اینطور.............................پس جناب رن عاشق شدند

کوین:جناب رن غلط کردن عاشق شدن(چقدر به این بچه توهیون میکنند...............بابا من همچنان بعد از کوین اینو دوست دارما................همچنانم روی کوین و رن و تاندر حساسم......................یه چیزی بهتون میگما!!!!!!!!!)

ای جی:مریم حالا میخوای فیلمتو چی کار کنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

مریم:نمیدونم.......................شاید دیگه نرم

کوین:نه میره.............................فقط شخصیت رن تغییر میکنه...........چون هنوز وارد فیلم نشده میشه تغییرش داد

ایلای:میخوای منو جاش ببرن تو فیلم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

صبا:چرا تو؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟دلت شتک میخوادا....................میگم کوین همونجوری که رنو زد تو هم بزنه ها!!!!!!!!!!

کوین:نه..........................قراره من جای رن برم تو داستان

همه متعجب به کوین نگاه کردن و گفتن:چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

کوین:همین که شنیدین................................میرم با مسئول برنامه ها و بازیگرا صحبت میکنم خودم میرم جای رن.....................

مریم:فکر میکنی قبول کنن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

کوین:آره....................چون قبل از رن به من پیشنهاد بازی تو اون فیلم داده شد......................اما چون من نمیدونستم نقش دختر مقابلم کیه قبول نکردم......................حالا که مریمه با سر قبول میکنم...............چرا که نه!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟

مریم:واقعا؟؟؟؟؟؟؟؟؟وای ممنونم...............................این خیلی خوبه

خلاصه فرداش رفتن با مسئول انتخاب بازیگرا و کلا عوامل صحبت کردن و جریان دیشبو بهشون گفتن......................اونا هم بعد از دوساعت مشورت و فکر کردن قبول کردن(چقدر خوبه...........................تو داستان من همه همه چیو قبول میکنن)

از همون روز دوباره فیلمبرداری شروع شد و کوین اومد تو فیلم و کلی با مریم تو فیلم حال کردند و رن وقتی فهمید بیرونش کردند کلی حرص خورد ولی از رو نرفت(در اینده میفهمین چرا از رو نرفت)

یه روز دخترا بازم مصاحبه داشتند توی برنامه ی pops in seoul .............توی مصاحبه بیوگرافی خودشون رو گفتند بعد چندتا سوال شخصی پرسیدند که به این شرح بود:

_شما توی زندگیتون مردی برای ازدواج هست؟

دخترا:نه.....................نیست...........................شاید(این مثلا جواب چند نفره دیگه نام نبردم)

_هیچ مردی رو مد نظر ندارین؟؟

دخترا:اوممممممممممممم.........................سوال بعدی لطفا

_توی کره چه کسایی رو بیشتر از همه دوست دارین؟؟؟؟

کیانا:1=کیسوپ ، 2=کیم سوهیون 3= کیم مین سوک 4= لی مین کی

مریم:1=کوین ، 2=تاندر ، 3=سئونگ یاب ، 4=هان بیول(دیگه رنو مجبورم نگم)

طهورا:1=هون ، 2=کیم جه جونگ ، 3=جی بی ، 4=جی ار

صبا:1=ایلای ، 2=تی او پی (درست نوشتمش صبا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟)

نگین:1=دونگهو ، 2=جونیون

نیلو:1=سوهیون ، 2=بک هو

درسا: 1=جونگ مین ،2=ای جی ، 3=آرون ، 4=هیونگ جون

بعد از مصاحبه همه جمع شده بودند توی محوطه ی صدا و سیما..............................ای جی خیلی عصبانی بود

وقتی رفتند خونه ی دخترا ، ای جی دست درسا رو کشید و برد تو اتاقش و درو قفل کرد

درسا:هیی.............................چته؟؟؟

ای جی:درسا تو به من علاقه نداری نه؟؟؟؟؟؟؟

درسا:منظورت چیه؟؟؟؟؟؟؟

ای جی:چرا هیچ وقت نمیخوای منو بیشتر از همه دوست داشته باشی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

درسا:ای جی دیوونه شدی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ای جی درسا رو با یه پرتاب بلند به سمت تخت شوت کرد(هههههههه...................منظورم اینه انداختش رو تخت)

درسا ترسیده بود و گفت:ای جی چته؟؟؟؟.....................چی کار میکنی؟؟؟؟؟؟

ای جی:میخوام مطمئن شم که منو دوست داری یا نه!!!!!!!!

درسا:اینجوری؟؟؟؟؟...................بابا من دوستت دارم........................ولم کن میخوام برم

ای جی:ولت نمیکنم.............................اگه منو دوست داری نباید هیچ عکس العمل منفی ای نشون بدی

درسا:ای جی بس کن

ای جی اومد جلو که درسا رو ببوسه اما درسا دستشو گرفته بود جلوی صورتش و نمیذاشت

ای جی محکم دوتا دستای درسا رو گرفت و به زور اومد جلو و بوسیدش

وقتی اومد عقب درسا داشت گریه میکرد..................................ای جی دستشو ول کرد و رفت اونور نشست و گفتکمطمئن شدم دوستم نداری!!!!!!!!!!!!!

درسا:ای جی خیلی دیوونه ای

ای جی اومد پاشه بره که درسا پاشد و از پشت بغلش کرد و گفت:ای جی..............من دوستت دارم...................چرا اینجوری میکنی؟؟؟؟؟؟

ای جی:درسا ولم کن میخوام برم

درسا با گریه:ولت میکنم............................تا مطمئن نشی دوستت دارم ولت نمیکنم........................باور کن دوستت دارم..............................از  همه ی دنیا بیشتر دوستت دارم

ای جی:باشه قبوله..............................ولم کن

درسا محکمتر ای جی رو بغل کرد و گفت:نمیخوام.............................نمیخوام ولت کنم........................................تو فکرمیکنی من دوستت ندارم

ای جی دستای درسا رو از خودش باز کرد و برگشت بغلش کرد و گفت:................................خواهش میکنم گریه نکن..........................

درسا:نمیخوام...............................تو چرا نمیخوای قبول کنی که من دوستت دارم؟؟؟؟؟

ای جی:چون تو برنامه ی امروز همه اول اسم عشقاشون که ماییم رو گفتن بعد بقیه اما تو اول  جونگ مین ذلیل شده رو گفتی بعد منو(شرمنده ی همه ی طرفدارای جونگ مین)

درسا ای جی رو ول کرد و گفت:سر همین اینجوری قشقرق به پا کردی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ای جی:همین چیز بزرگیه........................این یعنی اینکه تو اونو بیشتر از من دوست داری..................

درسا رفت نشست رو تخت و گفت:نخیرم.......................من اونو بیشتر دوست ندارم..............................فقط اسم اون اول یادم اومد.......................همین

ای جی اومد پیشش نشست و دستشو گرفت و گفت:خب از نظر من........................اینکه اونو اول یادت اومد یعنی اینکه علاقت به اون بیشتر از منه.........................خب من فکرام همیشه اینجوریه دیگه..........................ببخشید

درسا سرشو گذاشت رو شونه ی ای جی و گفت:هی کچل خان ، میدونی با این کاری که کردی من چقدر ترسیدم؟؟؟؟؟؟؟.....................

ای جی:واقعا؟؟؟؟؟؟؟...........................فکر نمیکردم بترسی.........................بیانه

درسا:دیگه با من اینطوری نکن................................

ای جی:چشم ببخشید.....................

درسا:از دست تو......................................خستم میخوام بخوابم

ای جی:پس من میرم بیرون تو بگیر راحت بخواب

درسا:نه بمون.....................................بمون تا خوابم ببره

درسا خوابید و ای جی نشست بغلش

درسا:ای جی..............................سارانهه..........................................................بعد سرشو اورد بالا و لبشو گذاشت رو لب ای جی و سریع اومد پایین.............................................اما ای جی هم دنبالش اومد پایین و بوسیدش(بچه ها دقت کردین من دیگه یخم آب شده؟؟؟..........................درسا دیگه زیادیش میشه..........................دیگه تا چندین قسمت درسا هیچ کاری نمیکنه)

ای جی بعد از اینکه درسا خوابش برد اروم در اتاقو باز کرد و رفت بیرون..................................

کوین:ای جی آخرش کار خودتو کردی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ای جی:نه........................هیچ کاری نکردیم.......................

ایلای:معلوم بود که هیچ کاری نکردین.............................

ای جی:ای بابا...................هیچ کاری نکردییییییییممم...........................خوابش میومد منتظر شدم بخوابه بعد بیام بیرون

مریم:اه.......................بهش گفتم تا گفت قبول کنا..........................بازم حرف گوش نکرد

همه:چیییییی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

مریم:ها؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟هیچی!!!!!!با خودم بودم

ای جی:مریم درسا بهت گفت!!!!!!

مریم:چیو؟؟؟؟؟

ای جی:همونو!!!!!!!

مریم:اوهوم................

کوین:جریان چیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

مریم:هیچی.............................یه چیزی بین من و درسا و ای جی

کوین:دستت درد نکنه..........................حالا ما غریبه شدیم؟؟؟؟؟؟؟

مریم:بعدا بهت میگم

ای جی:مریم نمیگی!!!!!!!!!!!!!!!!!!

مریم:ای بابا.........................اصلا بیخیال...................فردا ما باید بریم اجرا....................

سوهیون:اجرای چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

مریم:اجرای عروسی من!!!!......................خب اجرا دیگه....................کنسرت...................

سوهیون:ها..............پس فردا باید بریم کنسرت....................

طهورا:ما میریم نه شما...............

هون:اوا پس ما چی؟؟؟؟؟؟؟

طهورا:شما میتونید بیاید تشویق کنید.........................

هون:همینمون مونده دیگه........................

یکم دیگه بروبچ باهم حرف زدند و پسرا رفتند خونشون

فردا صبح:

خونه دخترا:

کیانا از اتاق اومد بیرون و رفت در همه ی اتاقا رو زد و بچه ها رو بیدار کرد و رفت صبحونه درست کرد و بچه ها صبحونه خوردند.............................

یه سه ساعت بعد دخترارفتنتد حاضر شدند و خوش تیپ کردن و به پسرا خبر دادند که پاشن بیان با هم برن کنسرت

پسرا ماشینا شونو راه انداختند و دخنرا سوار شدند ورفتند به سمت محل کنسرت واسه اینکه قبل از شروع برنامه یکی دوبار تمرین کنند

قرار بود دوتا از اهنگای البومشونو بخونند........................round  و hey boy

دخترا یکم تمرین کردند و یه ساعت بعد اجرا داشتند.................................یوکیس تغییر قیافه داده بودند که کسی نشناستشون....................کوین و دونگ هو لباس دخترونه پوشیدند و عین دخترا شدند....................بقیه هم عینک و کلاه و از این چیزا گذاشتند و رفتند نشستند یه جایی که توی دید خواننده ها باشن

همه ی گروه ها دونه دونه اومدند و خوندن و نوبت گروه آی کیس شد..............................تا دخترا پاشونو گذاشتند رو صحنه یه جیغ و فریادی بلند شد که قلبشون اومد تو دهنشون...........................اومدند اول hey boy رو خوندند بعد round رو خوندند.....................اما ما که صداشونو نمیشنیدیم چون انقدر مردم جیغ و داد میکردند و تشویق میکردند صدای دخترا توش گم بود...........................بعد از خوندن آهنگ دخترا اومدند و با مردم حرف زدند و تشکر کردن

کیانا:از همتون ممنون که اینجوری هوای مارو دارین..............................فکر نمیکردم اینجوری مورد تشویق قرار بگیریم

مریم:وای...........................از همتون ممنون..................خیلی دوستون دارم

بعد یه صدایی از تو جمعیت داد زد:آی کیس دوستت داریم................................

بچه ها برگشتند سمت صدا رو نگاه کردند....................هیچکس نفهمید کیه اما دخترا فهمیدند...................................پسرای شنگول یوکیس بودند..............................

پسرا:آی کیس دوستت داریم.........................................آی کیس دوستت داریم(چه شعار چرتی!!!!!!!!!!!)

دخترا خندشون گرفته بود اما سعی کردند سوتی ندن

مریم رو به کوین گفت:دختر خانوم یه دقه میای بالا

کوین:با کمال میل خاله مریم................................

کوین رفت بالا و پیش مریم وایساد و گفت:مریم وو شی...................یه امضا میدی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

مریم:بله حتما عزیزم.............................................................بعد کوین به برگه داد دست مریم و مریم گفت:کوچولو اسمت چیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟(اون کوچولوئه؟؟؟؟..................................پس من چیم؟؟؟؟؟؟)

کوچولو(ببخشید کوین):من.....................................کیم سو مین هستم(چه اسمی ساخت!!!!!!!!!!!!)

مریم برگه هرو امضا زد و بالاش نوشت:سارانهه کیم سو مین(کوین)

بعد برگه رو داد به کوین و کوینو بغل کرد و گفت:از اشنایی باهات خوشحال شدم کیم سو مین

بعد کوین رفت پایین

خلاصه خیلی تشویقشون کردند و دخترا داشتند خودکشی میکردند که الان پرطرفدار ترین گروه کره هستند(کاش واقعیت داشت!!!!!!!!!!!!!!)

بعد از کنسرت دخترا داشتند اماده رفتن میشدند و با بقیه گروه ها خدافظی میکردند که پسرا اومدند

کوین:مریم قصد داشتی اون بالا منو ضایع کنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

مریم:نه.......................................هیچ قصدی نداشتم..........................همینجوری اوردمت....................هیییییییییییی

کوین:بله.......................صحیح است.........................

ایلای:خب بریم یه چیزی بخوریم و یه سرم بریم کلوب و بعد بریم خونه

رفتن سوار ماشین شدن و رفتن رستوران غذا خوردن(البته دیگه سوپ مارمولک نبود.......................چون ای جی دیگه مارمولک دوست نداشت)

غذاشونو خوردند و به پیشنهاد ایلای رفتند کلوب و یکم که چه عرض کنم ی ه عالمه مشروب خوردند وحسابی مست کردند و بعدشم یکم قر دادند و ساعت حدودای یک و نیم دو بود که برگشتند خونه

صبا که قاط زده بود گیر داده بود بره پیش ایلای بخوابه واسه همین شب رفت خونه اونا(منحرفه دیگه....................چی کارش کنم)

بقیه هم رفتند خونه خودشون و خوابیدند

 


 

خب دیگه نظرااااااااااااااااااااااااااات

فراواااااااااااااااااااااااااااااااااااااان

برچسب: U,KISS ,داستانU,KISS & I,KISS, نویسنده: woo sung min تاريخ: 4 / 6 / 1391 ساعت: 1 PM

صفحه بندی